اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم ××× شاید که نگاهی کند، آگاه نباشیم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه وشيعته و المستشهدين بين يديه
الو سلام سلام حاجي خوبي؟ چه خبرا ؟!چيكار ميكني خبر نميگيري بابا؟ميدوني چند وقت شده خبر ما رو نگرفتي ؟ آخه اين رسمشه؟نميگي آخه يه دوستي رفيقي داشتيم......... اين سر و صداها چيه مياد ؟كجايي مگه ؟ من الان تو خيابونم دارم ميرم مزار مزار شهدا .........!!! بابا سلام برسون يخورده صبر كن رسيدميخورده گوشي حاجي جون
السلام علي اهل لا اله الا الله من ............
خب ميگفتي حاجي چه خبرا م ه ن د س... ااااااااااه اين هنسفري همش ميفته نميشنوم
سلام حاج خانوم (حاجي يه لحظه گوشي) سلام زي جان ، خوبي ، نخيي تره قرآن بخنم نه حاج خانم كيه بخنم زي جان خب پس حاج خانم بيه بيه ايه بخن ان تي كيه زي مي ...يه حاج خانم اآهه خدا بيامرزه اشن خوشنه جانه فدد الان امن .....بسم الله الرحمن الرحيم*عم يتسآءلون * عن النبا...................................................صدق الله العلي العظيم
شيمي دست درد نوكونه حاج خانم بفرماييد
حاجي جون ببخشيدا اينجوري شد شنيدي كه...؟ نه جون داداش خيلي باحال بود خيلي حال كردم چقدر اين پير زنه باحال قرآن ....... با اجازه حاج خانم خدا حافظ زي جان ... - چقدر گير داده چرا ول نميكنه نميدونم ميگم حاجي ميخواي من قطع كنم خودم بعدا برات زنگ بزنم؟ نه بابا ول كن حرفتو بزن فقط بهش باشه باشه بگي حل ميشه بذار اونم درد دلشو بكنه زي جان من هيشكي ره انقدر حرف نزنما تره بيدمه انقدر خرمه زاكي تره كره گب زنما...........من عاشق حسينم الهي فداي ايمام حوسين ببم من ..... تي نام چيه؟؟ ......... ااااه چي نام خوبي - چي داره ميگه؟ داره يه داستان در مورد اسمم ميگه - چقدر باحاله
.................. اهه زي جان دنييي اونه خودا اوتو امتحان بوكود امرم هر روز امتحان كونه ، ايمام حوسينم امتحان بوكود اونه بوگفت واسي تي اصغره فدا بوكوني ايمام حوسينم....... - حاجي اين چي داره ميگه چرا صداش اونجوري شده ؟؟؟!!!! حاجي جات خيلي خاليه ببيني داره چي ميگه ديگه آیوم آروم داره چشاش ميباره لپاش گل انداخته صورتش پر چروكش قرمز شده ....چقدر بارون قشنگه....!!! من خيلي ايمام حوسينه دوست درم ، هن ايمام حوسينه بايد امره ...اون قبره ميني ......!!! خودا حافظ زي جان بوشو خيلي تي مزاحم بوبوستم.. ....
اي كاش اي كاشش منم هر روز هواي باروني ......ولي ....
اي كاش اونروزي كه با زبون بي زبوني با عمو حرف ميزدي عمو حرفتو نميفهميد داداش اصغر جونم
..
...
...
الو سلام چي شد چرا قطع شد ؟ ببينم حاجي اين كي بود؟ يه پير زن ، لاغر، قد نسبتا بلند ، يه چادر سياه با گلاي ريز رنگ و سو رفته دور كمرش بسته بود ،باموهاي سفيد كه با اونهمه سعيش واسه پوشوندنشون يخورده بازم بيرون بود، اما حاجي اگه بدوني خط شكسته تقريبا ۹۰ درجه راه ميرفت، تو چشاش با همه پيريش وقت صحبت از حسينش موجاي جووني ميزد به چه بزرگي.............
......
....
.....ياد اون قد خميده هميشه توي دلم هست ، ياد اون چادر خاكي هميشه روي دلم هست، تا ببين كه كي بشه خدا بخواد آقامون بياد، بتوكنه خاكا رو از چادر خدا جون//////////////.......
دونه های انار توی دلم مثل یک جگر......حرف غربتست اما .................
یا رضا یک سئوال در دل من هی همش بیشمار تکراریست....یا امام ای تمام هستی من میشود تا گلم بیاید ؟؟؟؟؟ ....یا امام ای غریب پس غربت چیست .....این غریب تا به کی قریب میگردد....ای حبیب این حبیب دلم بس غریب غریب غریب........یا رضا ای تمام هستی من میشود دعا بفرمایییییییییییی.....
این یکی قفل را من زده ام ...آری آری آری خود خودم زده ام من زدم یکی قفلی تا با اینن همه رضا بودن تا به کی تو بگشاییی.............
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه
سلام امام رضا جونم.........ببخشید دیگه.......
خوش بحال همه مجاورین شما
آقا جانم ببخشید......منظوری نداشتم
همین
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه
سلام
این همه مدت که گذشته نشده بود یه بار بیام سلام کنم به تو
آره خب مگه مخاطب به کی میگن!!!! تو که میای میخونی میشی مخاطب دیگه
بی ادبیم رو واسه این همه مدت ببخشید
عید بود اما بابا که خیلی مقید بود عزادار بود... لباس نو میپوشید و عزاداری میکرد؟؟!! دلم هر وقت میدیدم داره گریه میکنه میگرفت.....نمیدونستم چه خبره...لباس نو تو روز تولد میپوشید تا غروب شاد و شنگول بود....امروز ولی بابا.....گیج گیجی میخوردم ...نمیفهمیدم دنیا دست کیه....؟؟!!!...رفتم پیش مامان آخه اون خوب میفهمید...همه حالات بابا رو خوب میفهمید...بابا حتی اگه یه لحظه به یه جا خیره میشد مامان میفهمید داره به چی فکر میکنه؟؟؟!!!..مامان بابا چش شده؟..هیچچی گلم چی شده؟ ماااامان منو نپیچون دیگه بابا چرا اینجوری شده.....لباس نو میپوشه میره عروسی گریه میکنه زاری میکنه؟ اااااااا جدی میگی متوجه نشدما؟!!!راست میگی؟؟؟؟؟ مااااامان اااااا اذیت نکن دیگه با اون لبخند زیرکانت معلومه میدونی نمیخوای بگی .... ببین عزیز دلم بابات دلش تنگ شده.......واسه کی ؟ واسه عزیز دلش..... مامان تو که پیششی پس دلش واسه کی تنگ شده؟... ببین گلم بابات عزیزش منم اما دلش با حبیبشه.... نمیفهمم مامانی جون .. ایشالله بزرگ میشی خودت میفهمی ... مامان چرا داری گریه میکنی ؟ آخه دل منم تنگ شده ...
((((میدونی چند وقته ندیدمش از وقتی ضریحش رو عوض کردن تا حالا رام نداده نه خودش نه داداشش اوووووووووووووووووو میدونی چند وقته نرفتم تازه گلی من ندیدی امشب منو بابات چی کشیدیم وقتی دم غروب نشون میداد خونه حبیبو بعد داشت میخوند (حاج اب.... بر) « ای قلم سوز لریم ده اثر یوخ آشنا دم منه بیر خبر یوخ.....» هی هی هی بچه بودم مامان میگفت نمیفهمی خوش بحالت ولی گلی جون بزرگ میشی خودت میفهمی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)))))
مامان مامان چرا اونجوری نگام میکنی؟ چی داری میگی زیر لب من حالیم نمیشه؟ چرا گریه میکنی؟
قربونت برم گریه نکن دیگه
بیا الان واست یه فال میگیرم مامانی :
یووووسف گمممگششششته باززز آآآآید به کنننعاااااننن غممم مخور
کلللبه ی احححزاااان شود رووووووزیی گلسستاننن غممم مخور