تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر - ننه علی

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

سلام

یه خورده از شهدا

از علی از رضا از ایوب از حاج قاسم از مسعود از حمید از مهدی از حاج ابراهیم از حجت از ... 

دیدم علی آقا میگه بیا پسر هم شهریات میگن از مامان من بنویسی

- چشم علی آقا.

- بیا بشین تلوزیون ساعت ۱ بعد نصف شب (اول شب) میگفت :

ننه علی . مادر سرداری از کرمان . علی شفیعی

ننه علی یه زن  بزرگوار      تو خونواده ای با دست تنگ     

وقتی علی ۱۰  ۱۱ ساله بود باباش عمرش رو داد به شما

ننه علی بود و یه حصیر و  علی!

ننه میگه : لباساش رو شب در میاوردم میشستم تا صبح خشک می شد می پوشید

ننه علی میگه میگفتم علی جون من می رم بیرون تو قابلمه فقط آب گذاشتم رو اجاق.  اگه همسایه غذا آورد بگو مامانم غذا گذاشته رو اجاق رفته نون بگیره .

من می رفتم رخت می شستم سبزی می فروختم ...

نمی ذاشتم علی بفهمه نکنه بیرون میره خجالت بکشه 

علی می گفت : مادر نکنه یه وقت ناراحت بشی بگی چیزی نداریم الآن خدا داره ام امتحانمون می کنه  من راضیم . تو هم یه وقت غصه نخوری !

علی آقا دوست علی میگه یه روز بهم گفت : من تا حالا بجز یه بار اونم بعد فوت پدرم دیگه از هیچکی درخواست نکردم بجز از خدا       تو هم غیر از خدا از هیچکی درخواست نکن.

پرسیدن ننه علی : دلت برا علی تنگ نمی شه ؟

ننه علی : دلم تنگ بشه      مردم سه تا چهار تا بچه ها شون رو دادن   من دلم واسه علی تنگ بشه    من که کاری نکردم.

همش می گفت : راضی ام   اونا رفتن ...!!!!

اگه یادمون باشه خدای ذوالجلال می گه : باید یه روز  جواب بدیم    

مخصوصا جواب ننه علی ها رو   !

فکر کنم دیگه وقت حاضر شدنه

باید دیگه حاضر بشیم تا که دیگه آقا بیاد

بیاید ما هم مثل علی همش بخوایم آقا بیاد

یاعلی

نويسنده : ابوالفضل در 2:11 قبل از ظهرروز سه شنبه 26 اردیبهشت1385 با موضوع :
- ( )