تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر - سفرنامه.........××شاید همین دو روز بیشتر نبود××

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و شيعته و المستشهدين بين يديه

هنر نزد ايرانيان است و بس .

چه بچه ي هنرمندي ... ! هه هه هه !

خونمون مهموني دادين ؟! يعني چي؟ بابا ، اينا چي ميگن ؟ اومدن خونه ي ما مهمون دعوت كردن ؟! مگه خودشون خونه ندارن ؟ خب ميخوان از كسي پذيرايي كنن خودشون كه خونه دارن خب چرا همونجا بستني شيريني نميدن بهشون !!!! آخه مگه آدم از مال كس ديگه هم ميبخشه؟!

.

.

.

آن زمان ها را كمي بيشتر به ياد ندارم ؛ مگه نه !؟ پس چند تا .

.

.

هنر نزد ايرانيان است و بس (نقطه)

محدثه شاخه اي گل داد . گلش زيبا بود  سفيد با ساقه هايي سبز و پرچمي زرد رنگ ! اين گل را فقط بخاطر آن داد كه در ماشين اندكي برايش لبخند زده بود . موهايي افشان و پسرانه(هر چند مثل پسرهاي كوچمون)   ناخنهايي لاك زده  با شلوار ليٍ گل من گلي

روسري اش را برداشته بود چون هوا ديگر گرم بود !

فاطمه آنسوتر داشت روسري اش مي افتاد لپ هايش گل انداخته بود با آن لباس آبي آسماني اش !

نميدانم محدثه دو سال از فاطمه كوچكتر بود يا اينكه فاطمه كلاس اول

هر چه بود گوشواره هاي كودك پنج ساله با آن خاتم فيروزه اي مي درخشيد !

چقدر پياده روي در اين صحراي داغ سخت است .

سلام مصطفي آقا خان جان ! خوبيد ؟! آخه چرا اينجا .  چه پايان عظيمي ! اي كاش ...!

.................  .

سلام سيد محمد حسين آقا جان ، شما چطوريد ؟ آخه شما با اين هفتاد و هفت هشت نفر چرا اينجا .

حالا كه از نزد آقا سيد محمد حسين برگشتيم ديگر محدثه روسري اي دارد كه از سفيدي زياد رگه هاي چهار خانه سياه دارد !

كاش دل من هم اينقدر پنج ساله بود كه با يك بار حاج سيد محمد حسين ديدن مي فهميد چگونه بايد ..... .

چه بيابان عظيمي و غروبش چقدر پرحرف است ، ديگر دارد سرم از غمباد ميتركد ؛ اي كاش !

الهي فدايت شوم كه هنوز ...!

                                          اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

كاش دهلاويه را چمران باران و هويزه را علم الهدي بوران بر .....  .

و شايد اين را 1 پذيرفتيم

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و شيعته و المستشهدين بين يديه

شهادت هنر مردان خداست و بس !

(حتي اگر تازه مرد شده باشند ! )

*هنر نزد ايرانيان است و بس (نقطه)*

پنج ساله بود و كوچك  ، صورتي كوچك ، دستي كوچك ، انگشتاني كوچك ، دلي كوچك ، چشمي كوچك ، دستاني كوچك ، پاهايي كوچك  و دندانهايي كوچك  همگي رديف   همگي سفيد  حتي يكي شان هم ... !

       - آخر محدثه بابا داشت  - (نقطه)

ولي فاطمه دندانهايش يكي در ميان بود و ... !   - مي گفت شيري هايش افتاده اند –

هنوز گول زدن را بلد نبود    هنوز بلد نبود حسادت كند  اين را با چشمانم ديدم - فاصله - .    پنج ساله

امروز سري به علقمه زديم   آري   نخلستاني بي مشك   علمداري بي پاسخ  -  -  .

آري نخلستاني بي نخل (اي كاش )    شطي بي آب (اي كاش يا نه )

فقط ميدانم چند ساله اي بي عمو   و

.

.

.

.

چند لحظه پيش آيا آنجا خيمه اي نبود ؟ !  فكر نميكني تمام خيمه ها خميده باشند   انگار كه در فتوشاپ كمي همه آسمان را بريده باشي و كج كج چسبانيده با.......  .

اينجا كربلااااااا ؟!؟؟

مي گفت مي رويم جايي كه روزي علي بن موسي –عليه السلام- وقتي ميخواست مشهدي شود اينجا كمي صبر كرد و با قبل از عاشقانش گريست.

چه كربلاي عزيزي چقدر     .

سلام به همه بر و بچه هاي گل

اي كاش دستم تنگ نبود تا مي آمدم   وحالا شرمنده ام

الهي چنان كن سر انجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار

و در اينجا عمود و عمو را در دشتي آبگرفته از رمل ديدم كه چشمان كور را شفا دادند اما ، من كه نميديدم تا شفايم دهند .

چقدر خورشيد زيباست     اما چقدر خورشيدي ميله گرد ميخواهد

                                                                    گران ميشود   مگه نه !؟!

كاش مي شد خوشبگذرد به شما

اما چقدر

الهي دورت بگردم . و فدايت كه شدم خنديدم

اروندي ميان شلمچه

 

و حالا كه زبيت الله به بيت بابا ميرفتيم ديگر از گرماي تابستاني ابتداي بهار ، فاطمه از حجابش تنها لباس بلندي مانده .

هر چند ديگر آستينش را نخورده تا نرسد به قوزك دستانش !  چقدر زيبا تر شده اين كلاس اولي از وقتي مامان موهايش را شانه گيس كرد - با آن لپ هاي قرمزش -

 

حال شما ؟   مويي كه سوخته  ...   ؟!

 

تويي تمام هست من اي گل

                   كاش ميشد كه...

                             الهي قربونت برم

 

 

و اي كاش حكايت فاطمه و محدثه ادامه داشتتتتتتتت .

نويسنده : ابوالفضل در 3:3 بعد از ظهرروز سه شنبه 14 فروردین1386 با موضوع :
- ( )